لزوم مهندسی تمدنی نوین
بدیهی است که اقتباس کردن از علم سکولار و تمدن مادی، با
این همه اختلاف در مبادی (مقدمات، ابتداییات و ضروریات)، مبانی (زیربناها،
زیرساختها و استدلالات) و نتایج (محصولات، خروجیها و فرآیندها)
نمیتواند تصمیمی عقلانی باشد. مدرنیته محصول تمدن سکولار است که با
آرمانشهر تمدن الهی فرسنگها فاصله دارد. تمدن موجود را نه میتوان به سادگی
فراموش کرد و از کنار علوم، ساختارها و محصولات آن به راحتی گذشت، و نه
میتوان مطلقاً از آن بهره برد و در عین حال بر شعار «توحیدمحوری» در مقام
«انگیزه، اندیشه و عمل» در هر سه بعد فردی، اجتماعی و تاریخی تکیه کرد.
طریق وسط که همواره حکم عقل متعبد بوده است، تنها شیوه ای است که میتواند
جوامع اسلامی را از خطرات حاکمیت نظام ارزشی مادی برهاند و در عین حال،
آنها را از استفاده از بخش قابل توجهی از محصولات آن در دوران گذر محروم
نسازد. در هر حال، اقتباس محض از علم و تمدن مادی، به غایت خطرناک است و
همین امر است که به عنوان یک دلیل سلبی، ضرورت بحث درباره مهندسی تمدن
اسلامی را تمام میکند. در غیر این صورت، انفعال، بلکه انحلال، در نظام
ارزشی بیگانه و دست کشیدن از شعارهای محوری خود در نظام اسلامی اجتناب
ناپذیر خواهد بود؛ حقیقتی که دیروز در بخش عمده ای از جهان اسلام رخ نشان
داد و اگر امروز اندیشمندان نظام نوپای اسلامی در ایران، از گذشته عبرت
نگیرند، فردایی روشنتر از آنچه بر امت اسلامی رفته است، در انتظار جامعه
ما نخواهد بود.
از عمده دلایل سلبی دیگر برای پرداختن به بحث علم دینی و مهندسی تمدن الهی، هجوم همه جانبه تمدن مادی با صور و اَشکال گوناگون، به هیمنه تمدن اسلامی است. در واقع «توحیدمحوری» به عنوان ویژگی اصلی جوامع الهی، از صدها سال پیش - خصوصاً هزاره سوم میلادی - مورد تهاجم همه جانبه نظام مفاهیم، معادلات و محصولات مادی قرار گرفته است. تمدن مادی از سالها پیش با طرح شعار جهانی سازی، عملاً گام هایی در برخورد با شالوده تفکر توحیدگرایی برداشته است.
ناکارآمدی مدلهای مادی در پاسخگویی به نیازهای فطری بشردلیل دیگری برای لزوم مهندسی تمدنی جدید است.
مدل های مادی موجود گرچه توانسته اند به صورت بخشی، نیازهای فردی و اجتماعی انسان براساس چارچوب های مادی را پاسخ دهند؛ اما قطعاً از پاسخگویی به نیازهای تکاملی و فطری بشر، ناتوان اند. این واقعیتی است که هیچگاه به صورت جدی، چه در مقام نظر و چه در عمل، طراحان و معماران تمدن مادی آن را دنبال نکرده اند.
همین
ناکارآمدی مدلهای مادی و ارائه تفسیرِ نامتناسب با فطرت بشری دلیل روشنی بر
ناتوانی این مدلها در تحقّق و توسعه اهداف جامعه الهی است. توانمندی این
الگوها قطعاً در حاکمیت بخشیدن به نظام ارزش مادی، قابل دفاع است، اما
هرگز این روشها برای گسترش تعبد در جوامع الهی طراحی نشده اند. این واقعیت
نیز میتواند عزم اندیشمندان جامعه اسلامی را برای تدوین علم اسلامی بیشتر
کند؛ علم اسلامی که بتواند نیازهای فطری بشر را با هدف حاکمیت ارزشهای
ناب توحیدی پاسخ دهد.
حجت الاسلام دکتر عبدالعلی رضایی