جایگاه علم در تمدن سازی اسلامی
علم زیرساخت شکلدهی تمدن و موتور محرک آن است؛ بصیرت و بینش لازم برای تمدنسازی را فراهم میکند و نرمافزار آن محسوب میشود.
تمدنسازی سه رکن دارد: دانش، ساختار و محصول. یعنی آن فرهنگی میتواند
ادعای تمدنسازی کند که قدرت تولید محصول دارد؛ یعنی میتواند نیازهای
سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، فردی، اجتماعی و گروهی را در قالب محصولات متنوع
پاسخ گوید. در واقع باید تبدیل به مصنوعی شود که نیاز ما را ارضاء میکند.
این مصنوع محصول روابط مختلفی است، خواه روابط فیزیکی و خواه روابط انسانی. پس
برای این کار احتیاج به ساختارهایی داریم. به این ترتیب، این محصولات از دل
ساختارهایی که در جامعه شکل گرفتهاند (و میگیرند) بیرون میآید. از طرف
دیگر، آنچه امکان طراحی، بقا و بهینهسازی ساختارها را فراهم میکند، دانش
است.
دانش به ما میگوید که چه ساختاری متناسب با چه محصولی است و
چه محصولی متناسب با چه نیازی است. دانش همچنین به ما میگوید که چه تمدنی
متناسب با چه فرهنگی است. همهی این نورافکنیها به وسیلهی دانش اتفاق
میافتد. پس رابطهی علم و تمدن مشخص شد.
اکنون دربارهی قید «اسلامی» توضیح خواهیم داد. منظور از تمدن اسلامی، علم اسلامی و رابطهی بین فرهنگ و تمدن اسلامی چیست؟ این دو در یک کلمه به هم میرسند و آن این است که این علم و این تمدن در خدمت تحقق ارزشها، بینشها و آرمانهای اسلامی است.
در واقع باید از انتها به ابتدا برسیم. یعنی بپرسیم که این تمدن و علم برای چه هدفی است؟ در اینجا ملاک «اسلامیت» را وارد میکنیم و سپس سازوکار لازم برای رعایت کردن این معیار را در تمدنسازی و تولید علم بیان میکنیم. با این کار، اسلامیت را تعریف کرده و چگونگی تحقق آن را توضیح دادهایم. به بیان سادهتر، در پاسخ به سؤال فوق، میگوییم که ما میخواهیم سبک زندگی اسلامی داشته باشیم؛ اسلام را در عمل فردی و اجتماعی محقق کنیم؛ جامعهای بسازیم که به سمت جامعهی مهدوی حرکت کند؛ در پی جهانیسازی اسلامی باشد و ظرفیت جهانی شدن را (طبق معنای مورد نظر ما) پیدا کند.
ساختارهای اسلامی، ساختارهایی است که از سبک زندگی اسلامی پشتیبانی میکند. محصولات اسلامی محصولاتی است که نیازهای مبتنی بر فرهنگ اسلامی را پاسخ میدهد. دانش اسلامی دانشی است که قدرت تصرف، تغییر و الگوسازی مبتنی بر فرهنگ اسلامی را به ما میدهد.
حجتالاسلام والمسلمین دکتر "علیرضا پیروزمند" عضو هیئت علمی فرهنگستان علوم اسلامی قم/منبع