العلم سلطان

امیر المومنین علی (ع): العلم سلطان، من وجده صال به و من لم یجده صیل علیه

العلم سلطان

امیر المومنین علی (ع): العلم سلطان، من وجده صال به و من لم یجده صیل علیه

حرکتی به سمت تمدن اسلامی

دومین گام در مسیر تحقق تمدن الهی- اسلامی

يكشنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۳، ۰۵:۲۹ ب.ظ

گام دوم در مسیر تعالی، نوآوری است. نمی‌توان با اتکای به دست­آوردهای دیگران که در مسیر اهداف و ارزش‌های دیگری طراحی شده است برای احیای تمدن دینی مبتنی بر هویت اسلامی و ارزش‌های اسلامی تلاش کرد. بنابراین، نیاز قطعی به نوآوری پیدا می‌شود.

می‌خواهیم معادلات حاکم بر جهان را به نفع ارزش­های خود تغییر دهیم و مفاهیم جدیدی را بر وحدت جامعه جهانی حاکم کنیم؛ ساختارهای کلان جامعه جهانی را بشکنیم و ساختارهای جدیدی را جایگزین کنیم.

ما می‌خواهیم سهم تأثیر خود را تغییر دهیم، و کل مناسبات جهانی را دگرگون سازیم؛ یعنی می‌خواهیم تمدن جدیدی را بر جهان حاکم کنیم، حتی دنبال ترکیب‌سازی هم نیستم که مدرنیته اسلامی درست کنیم؛ به نحوی که آموزه‌های اخلاقی و معنوی اسلام را با دستاوردهای غرب در حوزه تمدنی ترکیب‌سازی نمایم بلکه معتقدیم ترکیب‌سازی برای دوره گذار است و جهتی که می‌خواهیم حاکم کنیم همان تعالی است و حق اصلی ملت‌ها را تعالی می‌دانیم.

ما مدعی این هستیم که ما می‌خواهیم تعاریف حاکم بر کل وحدت جهانی را به هم بزنیم و معنی سعادت، عزت، کرامت، عدالت را دچار تحول سازیم. ما می‌گوییم عدالت با مناسبات سوسیالیستی محقق نمی‌شود، تناسبات نظام سرمایه‌داری نیز عدالت اقتصادی ایجاد نمی‌کند و لیبرال دموکراسی، مفید عدالت سیاسی در توجیه قدرت در جهان نیست، ما در این مقیاس، سخن داریم. پس، نوآوری‌ها باید در این مقیاس اتفاق بیفتد؛ گرچه حتماً ما باید از کوچک‌ترین مسائل به دنبال نوآوری باشیم و برای رسیدن به نوآوری در مقیاس کلان و توسعه شیب بسازیم، ولی حتماً نوآوری ما باید متناسب با اهدافمان تعریف شود.

ما معتقدیم که معمار بزرگ انقلاب اسلامی، امام(رض) در پی این بودند که حکومت دینی را در یک کشور بناگذاری کنند، سپس بیداری امت اسلامی را ایجاد کنند و هویت معنوی را در جامعه جهانی زنده نمایند و مطالبات جامعه جهانی را تغییر بدهند که این تغییر مطالبات، تبدیل یک انقلاب جهانی در مسیر ایجاد تمدن الهی به دست وجود مقدس امام زمان (ع) خواهد شد؛

ما معتقدیم چیزی که امام راحل(ره) و انقلاب اسلامی دنبال می‌کند ایجاد یک انقلاب جهانی که مقدمه شکل‌گیری تمدن الهی در عصر ظهور است، می‌باشد. گام‌هایی که انقلاب اسلامی برداشته است در همین مقیاس بوده است. شعارهایی که امام(ره) می‌دادند واقعاً عملیاتی کردند؛ اگر می‌فرمودند دلیلی ندارد که ما امت اسلام را به تصاحب قدرت دعوت نکنیم، اگر می‌فرمودند که ما دنبال این هستیم که نقطه‌های مرتفع قله‌های کلیدی جهان را را فتح کنیم، واقعاً گام­هایی که برداشتند به بلندای همین ادعا بوده است، این‌گونه نبود که امام(ره) مدعی تحول جامعه جهانی بودند اما تصرفاتشان در مقیاس ملی بود! بی‌تردید از همان دیرباز، آن چیزی که در آرمان‌های امام(ره) و در نوع حرکت امام(ره) به چشم می‌خورد، حرکت در مقیاس ملی نبود، انگیزه‌هایی هم که تحریک می‌کردند انگیزه‌های ملی نبود بلکه انگیزه‌های الهی و حرکت تدریجی در مقیاس جامعه جهانی بود. ایشان و خلف صالحشان مقام معظم رهبری(مدظله‌العالی) این حرکت را پیش برده­اند، و تاکنون خوشه‌های این نهال را هم چیده ­اند؛ تا اینکه به این نقطه‌ فعلی رسیده است.

در هر صورت، ما اکنون در لبه برخورد تمدنی هستیم، و در این مقیاس نیاز به نوآوری داریم. ما نیاز به نوآوری در حوزه سیاست، فرهنگ و اقتصاد داریم، در حوزه فرهنگ، هم در محصولات هم در ساختارها و هم در مفاهیم باید نوآوری کنیم. در مفاهیمی که می‌خواهیم تولید کنیم نیز در حوزه مفاهیم بنیادی و منطق‌ها، مدل و روش پژوهش، هم­چنین در حوزه مفاهیم تخصصی و دانش‌ها و در حوزه تکنولوژی باید نوآور باشیم. این نوآوری هم البته باید از طریق برنامه‌ریزی باشد و برای دوره گذار، با دقت انجام بگیرد. این نوآوری، به معنی تعطیل تمدن غرب در فضای کنونی نیست، بلکه به معنی عبور از این تمدن و منحل کردن این تمدن در درون جهاز هاضمه خود است.

ما از کود شیمیایی هم استفاده می‌کنیم اما آن را در جهاز هاضمه یک موجود زنده‌ای به نام گیاه می‌ریزیم سپس در الگوی غذای جهانی وارد می‌کنیم! ما تمدن غرب را حداکثر این‌گونه می‌بینیم، عنصر مثبت آن را باید از از جهاز هاضمه تمدن اسلامی عبور داد تا قابل مصرف باشد. با زرق و برق دادن و اضافه کردن نکاتی به اول کتاب مارکس، اقتصاد اسلامی ساخته نمی‌شود! اقتصاد سرمایه‌داری با روایت‌های اسلامی که در کنار آن قرار می‌دهیم اقتصاد اسلامی نمی‌شود! نظام پولی غرب با جا­به­جا کردن برخی امور، به نظام اقتصاد اسلامی مبدل نمی‌گردد! چرخش اعتبارات غربی و بانک مرکزی و ترکیبش با شرکت‌های سهامی بر محوریت توسعه سرمایه‌داری با چهار یا پنج روایت و آیه قرآن، اسلامی نخواهد شد. پس ما باید آنها را در درون جهاز هاضمه خود منحل کنیم.

نوآوری حتماً باید چند شاخصه داشته باشد: اولین شاخصه‌اش این است که این نوآوری باید در جهت عبودیت باشد؛ یعنی تعبد در آن حاکم باشد، و گرنه اگر نوآوری مبتنی بر تعبد نباشد به کار تمدن اسلامی نمی‌­آید؛ به ویژه اینکه نوآوری در جهان زیاد است!

دوم این­که نوآوری باید قاعده‌مند باشد؛ یعنی اصول تفاهم علمی را با نخبگان را در هر حوزه‌ای داشته باشد. اگر در حوزه فقاهت است یا در حوزه دانش‌های تخصصی و یا در حوزه مفاهیم بنیادی است با مردان میدان آن حوزه باید قدرت تفاهم داشته باشد؛ خلاصه، کاملاً قاعده‌مند و منضبط باشد.

سوم این که نوآوری باید کارآمد باشد؛ یعنی حتی در نظری‌ترین محدوده‌ها اگر سخن می‌گوییم باید تلاش کنیم که در همان محدوده کارآمدی داشته باشد و به بحث‌های نظری محض و خالی از غایت عملی تبدیل نشود. بنابراین، ما با این سه شاخصه نیاز به نوآوری داریم. چنان­که گفته شد این نوآوری باید در همه عرصه‌ها باشد؛ آن هم در مقیاس ایجاد یک تمدن جهانی که بتواند همه مفاهیم و ساختارها و محصولات موجود جامعه جهانی را آرام‌آرام و در یک فرآیند طولانی، در یک تمدن نوین اسلامی منحل سازد.

منبع و متن کامل

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی